Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جمنده

تلفظ بین المللی : /dʒamˈandeː/ تلفظ :‌ [dZam'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سطح جونده
  • پس جهنده
  • جانور جونده
  • جنده بازی
  • جنده بازی کردن
  • جنده خانه
  • جنده گداها
  • جندهخانه
  • جلندهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جمنده. [ ج ُ م َ دَ / دِ] ( نف ، اِ ) جنبنده. متحرک. || دابه. چهارپا. ( فرهنگ فارسی معین ). و به این معنی در ترجمه تفسیر طبری ج 1 ص 16 آمده. || شپش. ( فرهنگ فارسی معین ): یا در سروی جمنده. ( کشف الاسرار ج 1 ص 523 ).

فرهنگ عمید

۱. =جنبنده
۲. حشره.

فرهنگ معین

(جُ مُ دِ یا دَ ) ۱ - جنبنده ، متحرک . ۲ - دابه ، چهارپا. ۳ - شپش .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- جنبنده متحرک .۲- دابه چهارپا( باین معنی در ترجم. تفسیر آمده ) .طبری ج ۱ ص ۳ ۱۶- شپش : ( ( یا در سر وی جمنده . ) ) ( میبدی کشف الاسرارج ۱ ص ۵۲۳ ) .

مترادف و متضاد

insect (اسم)
حشره، کرم خوراک، کرم ریز، کارتنه، جمنده

کلمات مرتبط

  • سطح جونده
  • پس جهنده
  • جانور جونده
  • جنده بازی
  • جنده بازی کردن
  • جنده خانه
  • جنده گداها
  • جندهخانه
  • جلندهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات