Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جمند

تلفظ بین المللی : /dʒˈamand/ تلفظ :‌ [dZ'amand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • جمنده
  • جمندر
  • سلسله مراتب جانداری
  • علی جندی
  • کال جمن
  • گرده افشان جاندار
  • لائی جند
  • جهند زدن
  • جهند سنج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جمند. [ ج َ م َ ] ( ص ) مردم کاهل و باطل و بی کار و مهمل را گویند، این لفظ را بر اسب گمراه و کاهل بیشتر اطلاق کنند و در اصل جایمند بوده بکثرت استعمال الف و یا افتاده جمند شده. ( برهان ). چمند. چمن.( حاشیه برهان چ معین از تعلیقات نوروزنامه 117 ).

فرهنگ عمید

۱. تنبل.
۲. بیکاره.
۳. اسب تنبل.

دانشنامه آزاد فارسی

جَمَنْد
گردنه ای در استان مازندران، شهرستان نور. در ۲۳کیلومتری شرق شمالی بلده در کوهستان البرز مرکزی قرار دارد.
wikijoo: جمند

فرهنگ فارسی

مردم کاهل و باطل و بی کار و مهمل را گویند این لفظ را بر اسب گمراه و کاهل بیشتر اطلاق کنند و در اصل جایمنده بوه بکثرت استعمال الف و یا افتاده جمند شده .

کلمات مرتبط

  • جمنده
  • جمندر
  • سلسله مراتب جانداری
  • علی جندی
  • کال جمن
  • گرده افشان جاندار
  • لائی جند
  • جهند زدن
  • جهند سنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات