جماد. [ ج َ ] (ع اِ) زمین . (از اقرب الموارد). || زمین که باران بآن نرسیده باشد. (منتهی الارب ). || سال بی باران . (منتهی الارب...
فرهنگ عمید
هر چیز بی جان و بی حرکت، از قبیل سنگ، چوب، فلز، و امثال آن ها.
فرهنگ معین
(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) هر موجود بی جان و بی حرکت . ج . جمادات .
فرهنگ فارسی
چیزی که حیات ونمونداشته باشد، هرچیزبی جان و، بی حرکت ازقبیل سنگ وچوب وفلزوامثال آنها، مقابل نبات وحیوان، جمادات جمع( اسم ) ۱- موجود بیجان و بی حرکت مانند سنگ و چوب مقابل نبات حیوان . ۲- هر چیز بیجان بی حرکت . ۳- آنکه در خارج از جهان معانی و حقایق زندگی کند کسی که عاری از حیات روحانی است . ۴- معشوق ظاهری . ۵- آرزوهای مادی . جمع : جمادات .یخ فروش یا سیف جماد شمشیر بران...