Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جم

تلفظ بین المللی : /dʒˈam/ تلفظ :‌ [dZ'am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • جُم
  • جم خوردن
  • جم جمک بلگ خزون
  • جم شهر
  • جم شهرستان
  • جم محمود
  • جم مناره
  • جم زیور
  • جم بخاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جم . [ ج ِم م ] (ع اِ) شیطان یا شیطانها. (منتهی الارب ).

جم . [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع چالباز کرمان است . (مرآت البلدان ).

جم . [ ج ُم م ] (ع اِ) نوعی از صدف . (منتهی الارب ). نوعی از صدف دریایی . ابن درید گوید: من حقیقت آنرا ندانم . (ذیل اقرب الموارد از لسان )....

فرهنگ عمید

در عروض، سقوط میم و تای مفاعلتن که فاعلن بماند و آن را اجم خوانند.

فراوان از هر چیز؛ کثیر.
⟨ جمِ غفیر: [قدیمی] گروه بسیاری از مردم.

در عروض، سقوط میم و تای مفاعلتن که فاعلن بماند و آن را اجم خوانند.
فراوان از هر چیز، کثیر.
* جمِ غفیر: [قدیمی] گروه بسیاری از مردم.

فرهنگ معین

(جُ) (اِ.) حرکت ، تکان کم .

(جَ) (اِ.) مخفف جمشید، پسر طهمورث ، چهارمین پادشاه پیشداد ی .

(جُ ) (اِ. ) حرکت ، تکان کم .
(جَ ) (اِ. ) مخفف جمشید، پسر طهمورث ، چهارمین پادشاه پیشداد ی .

دانشنامه آزاد فارسی

جَم (ادرنه ۸۴۶ـ۹۰۰ق)(یا: جم سلطان) شاهزادۀ عثمانی ، پسر سلطان محمد فاتح . پس از مرگ پدر میان جم و برادرش ، بایزید دوم، بر سر جانشینی اختلاف افتاد و بایزید در استانبول و جم در بورسه قدرت را به دست گرفتند (۸۸۶). جم به بایزید پیش نهاد کرد امپراتوری عثمانی به دو بخش آناتولی، متعلق به جم و روملی، تحت فرمان بایزید، تقسیم شود، اما بایزید نپذیرفت . به دنبال آن میان دو برادر نبردی در نزدیکی ینی شهر درگرفت ...

فرهنگ فارسی

در ( ودا ) ( جم ) پسر خورشید و نخستین بشری است که مرگ بر او چیره شده بر دوزخ حکومت میکند . در داستانهای ملی ما نیز وی یکی از پادشاهان سلسله داستانی پیشدادی است بقول اوستا او نخستین کسی است که اهور مزدا دین خود بدو سپرد . در روایات ایرانی آمده که مدت سیصد سال در زمان جم بیماری و مرگ نبود تا او گمراه شود و جهان بر آشفت و بیماری و مرگ وی باز گشت . جشن (( نوروز ) ) بگفته شاهنامه از رسوم اوست . ضحاک او...

دانشنامه عمومی

نام گیاهی در جنوب ایران.

جم در اشاره به موارد زیر به کار می رود:جمشید، پادشاه اسطوره ای ایرانجمشید (خواننده)، خواننده ی ایرانی مقیم لس انجلس.محمود جم، دولت مرد ایرانیفریدون جم، فرزند محمود جم ، تیمسار ارتشبد ارتش ایران و از چهره های تحصیلکردهرضا شفیعی جم، بازیگر سینما و تلویزیون ایرانیاصغر رفیعی جم مدیر فیلم برداری و تهیه کننده ایرانیکریم جم، خواننده پاپ و بازیگر اهل ترکیهجم کاراجا، خواننده ...

گویش مازنی

۱گردآوری ۲جمع

جنب و جوش – تکان

/jem/ جنب و جوش – تکان & گردآوری - جمع

واژه نامه بختیاریکا

( جُم ) جام؛ کاسه؛ پیاله؛ فنجان

کلمات مرتبط

  • جُم
  • جم خوردن
  • جم جمک بلگ خزون
  • جم شهر
  • جم شهرستان
  • جم محمود
  • جم مناره
  • جم زیور
  • جم بخاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات