Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جلوه گر

تلفظ بین المللی : /dʒelvˈeːɡar/ تلفظ :‌ [dZelv'e:gaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جلوه گری
  • جلو گر
  • شیشۀ جلوی گرم شو
  • بوسیله اسباب گردنده جلو رفتن
  • جلو خونریزی را گرفتن
  • جلو را گرفتن
  • جلو چیزی را گرفتن
  • جلو کسی را گرفتن
  • در صف جلو قرار گرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جلوه گر. [ ج ِل ْ وَ / وِ گ َ ] ( ص مرکب ) هویدا و آشکار و پدید و ظاهر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آشکار، نمایان، و درخشان.

فرهنگ فارسی

هویدا و آشکارا و پدید و ظاهر

مترادف و متضاد

آشکار، پدیدار، پدید، پیدا، ظاهر، متجلی، منجلی، نمایان

smart (صفت)
فعال، زیرک، زرنگ، چالاک، با هوش، شیک، ناتو، جلوه گر

کلمات مرتبط

  • جلوه گری
  • جلو گر
  • شیشۀ جلوی گرم شو
  • بوسیله اسباب گردنده جلو رفتن
  • جلو خونریزی را گرفتن
  • جلو را گرفتن
  • جلو چیزی را گرفتن
  • جلو کسی را گرفتن
  • در صف جلو قرار گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات