جلبیز. [ ج َ / ج ِ ] ( اِ ) به معنی کمند باشد و عرب مقود خوانند. ( برهان ) : روا نبود به زندان و بند بسته تنم اگر نه زلفک مشکین تو بدی جلبیز.طاهر فضل ( از آنندراج ). || ( ص ) مفسد و غماز. ( برهان ) : به عهد او نبود کام ظالم و جابربه دور او نبود قدر مفسد و جلبیز.شمس فخری ( از آنندراج ).بالفتح و یای مجهول ، به معنی غمّاز و مفسد و در قاموس جِلواز بالکسر، پیاده کوتوال و چاوش که مردم را گیرند و غمازی ک...
فرهنگ عمید
جلویز#NAME?
=جلویز
فرهنگ معین
(جَ ) ۱ - (اِ. ) کمند. ۲ - (ص . ) مفسد، غماز. جلویز و جلیز نیز گویند.