جلال . [ ج َل ْ لا ] (اِخ ) راهی است بنجد سوی مکه . (منتهی الارب ).
جلال . [ ج ُ ](ع ص ) سطبر از هر چیزی . || معظم چیزی . || بزرگ . || بزرگ قدر. || روشن آواز. حمار جلال ؛ خر روشن آواز. (منتهی الارب ).
شکوه
بزرگ، فتح کننده، عظیم.
(تلفظ: jalāl) (عربی) بلند پایگی ، عظمت ، بزرگی ، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد .
احتشام، بزرگی، جاه، جبروت، حشمت، شکوه، شوکت، عظمت، فر، فره، کبریا، مجد
شکوه