معانی کلمه : جلابی
لغت نامه دهخدا
جلابی . [ ج ُل ْ لا ] (اِخ ) رودی به حران . (دمشقی ).
جلابی . [ ج َل ْ لا ] (ص نسبی ) نسبت است به جَلاّب . (لباب الانساب ). رجوع به جلاب شود.

جلابی . [ ج ُل ْ لا ] (اِخ ) رودی به حران . (دمشقی ).
جلابی . [ ج َل ْ لا ] (ص نسبی ) نسبت است به جَلاّب . (لباب الانساب ). رجوع به جلاب شود.