معانی کلمه : جفن
لغت نامه دهخدا
جفن . [ ج َ ] (اِخ ) ناحیه ای است به طائف . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).
جفن . [ ج َ ] (ع مص ) بازداشتن خود را از چرکها. || ناقه را کشتن و گوشت او را در کاسه خورانیدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
پلک چشم.
فرهنگ معین
(جَ فْ ) [ ع . ] ۱ - پلک چشم . ۲ - غلاف شمشیر. ج . اجفان ، جفون ، اجفن .
فرهنگ فارسی
پلک چشم، غلاف شمشیر، اجفان واجفن وجفون هم گویند
( اسم ) ۱- پلک چشم . ۲- غلاف شمشیر. جمع : اجفان جفون اجفون .
ناحیه است به طائف
( اسم ) ۱- پلک چشم . ۲- غلاف شمشیر. جمع : اجفان جفون اجفون .
ناحیه است به طائف
مترادف و متضاد
eyelid (اسم)
پلک، پلک چشم، جفن
