جفته . [ ج ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) لگدی که اسب و شتر و امثال آن اندازند. (برهان ). لگدی که ستور با دو پای خود زند. (نظام ). لگدی که اسب و خر به هر دو پا اندازد. (غیاث ). جفتک . لگد دوپائی ستور. اسکیز. اسکیزه . آلیز. نفح . || کفل و سرین آدم و چارپایان . (برهان ). دو سرین آدمی و دیگر حیوانات . دبر. نشیمنگاه . کون : روی بر خاک و جفته بر افلاک چون سرش رفت تا بخایه چه باک . سعدی (هزلیات ).|| دو پای . دو لنگ...
خمیده، کج. داربست درخت انگور. =جفتک: جفت و طاق سپهر درشکند / جفته ای کآن تکاور اندازد (خاقانی: ۱۲۶ ).
فرهنگ معین
(جَ تَ یا تِ) (ص .) خمیده ، کج .
(جُ تَ یا تِ) (اِ.) 1 - لگد اسب و شتر و غیره ، جفتک . 2 - سرین ، کفل . 3 - گره ریسمان .
(جَ تَ یا تِ ) (ص . ) خمیده ، کج . (جُ تَ یا تِ ) (اِ. ) ۱ - لگد اسب و شتر و غیره ، جفتک . ۲ - سرین ، کفل . ۳ - گره ریسمان .
فرهنگ فارسی
جفت وقرین وانبا ، کفل، سرین ( اسم ) ۱- سقف خانه ۲.- چوب بندی انگور چوب بست مو .۳- طاق ایوان . لگدی که اسب و شتر و امثال آن اندازند لگدی که ستور با دوی خود زند . یا کفل و سرین آدم و چارپایان .