معانی کلمه : جفت
لغت نامه دهخدا
جفت . [ ] (اِخ ) رودخانه یی است که از سیاه کوه کردستان جاری شده در نزدیکی مراغه داخل نهر صافی شده به دریاچه ٔ ارومیه میریزد. نگارنده گوید این همان رودخانه ٔ جغتو است که بعضی جفت نوشته اند. (مرآت البلدان ج 4). رجوع به جغتو شود.
فرهنگ عمید
چَفت#NAME?
فرهنگ معین
(جَ) (اِ.) = جفته . چفته : نک چفت .
( ~.) [ په . ] (اِ.) 1 - زوج ، دو عدد از یک چیز. 2 - زن و شوهر، همسر. 3 - همتا، همانند. 4 - همراه ، همدم .
(جُ) (اِ.) عضوی عروقی که در هنگام بارداری ، از طریق بند ناف مواد لازم را به جنین رسانده و مواد دفعی را می گیرد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بافت حامل تخمک در تخمدان
دانشنامه عمومی
سقف
گویش مازنی
۱جفت رحم پس از زایمان ۲جفت – مقابل طاق
۱چوبی که به گردن گاو اندازند و به خیش متصل باشد ۲دو گاو نری ...
گویش اصفهانی
تکیه ای: ǰoft
طاری: ǰoft
طامه ای: ǰoft
طرقی: ǰoft
کشه ای: ǰoft
نطنزی: ǰoft
مترادف و متضاد
سقف
جور
مزدوج
چوببست
بغل، کنار
خمیده، کج
مانند، مثل
عدیل، لنگه
زن، زوجه، زوج، همسر ≠ تک، طاق، فرد
۱. خمیده، کج
۲. چوببست
۳. سقف
۱. زن، زوجه، زوج، همسر
۲. جور
۳. مانند، مثل
۴. عدیل، لنگه
۵. بغل، کنار
۶. مزدوج ≠ تک، طاق، فرد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( جَفت ) پوست درخت بلوط که از آن در رنگرزی و اندود کردن مشک استفاده می شود
تنگ؛ جمو ( جمبلو ) ؛ پَر
گَل؛ لِف
