Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جغنه

تلفظ بین المللی : /dʒˈaq1neː/ تلفظ :‌ [dZ'aq1ne:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • جغنه آستانه
  • جغنه استانه
  • جغنه حضرتی
  • ذو جنه
  • عصفور الجنه
  • جفنه
  • جنه الامان الواقیه
  • جغله
  • جغه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جغنه . [ ج َ ن َ / ن ِ ] (اِ) مرغی است فراخ چشم و زردرنگ و جغنق معرب آنست . (برهان ) (آنندراج ). در گناباد خراسان نوعی جغد را گویند که بفال بد گیرند.

جغنه. [ ج َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) مرغی است فراخ چشم و زردرنگ و جغنق معرب آنست. ( برهان ) ( آنندراج ). در گناباد خراسان نوعی جغد را گویند که بفال بد گیرند.، ( جغن__ه ) جغ...

فرهنگ عمید

پرنده ای وحشی، زردرنگ، کوچک تر از کبوتر و دارای چشم های درشت که گاهی جیغ می کشد.

فرهنگ فارسی

یکی ازپرندگان وحشی، کوچکترازکبوتروزردرنگ، دارای چشمهای درشت، گاهی جیغ میکشد
( اسم ) باشه
دهی است از دهستان درز آب بخش حومه شهرستان مشهد واقع در ۳۱ هزار گزی شمال باختری مشهد کنار راه قدیمی مشهد - بقوچان . جلگه و هوای آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه اتومبیل رو دارد .

کلمات مرتبط

  • جغنه آستانه
  • جغنه استانه
  • جغنه حضرتی
  • ذو جنه
  • عصفور الجنه
  • جفنه
  • جنه الامان الواقیه
  • جغله
  • جغه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات