Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جعیل

تلفظ بین المللی : /dʒˈaʔil/ تلفظ :‌ [dZ'a?il]
لغت نامه دهخدا
  • جعیله
  • ایمری جلیل
  • علی جمیل
  • علی جیلانی
  • علی جیلی
  • قوره جیل
  • کوکبی جیلانی
  • بشیر جمیل
  • ناصره الجلیل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جعیل . [ ج ُ ع َ] (اِخ ) ابن علقمة الثعلبی از معاصران عبدالملک بن مروان بوده است . رجوع به عقد الفرید ج 1 ص 105 شود.

جعیل . [ ج ُ ع َ ] (اِخ ) ابن سراقة الغفاری یا ضمری صحابی است . صاحب الامتاع الاسماع در باره ٔ او نویسد: جعیل بن سراقه مرد صالحی بود اما اسمش مذموم و ناشایست...

کلمات مرتبط

  • جعیله
  • ایمری جلیل
  • علی جمیل
  • علی جیلانی
  • علی جیلی
  • قوره جیل
  • کوکبی جیلانی
  • بشیر جمیل
  • ناصره الجلیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات