معانی کلمه : جعلی
لغت نامه دهخدا
جعلی . [ ج ُ ع َ ] (اِخ ) نسبت است به بنی جعل و لقب حیی الخولانی است که از ابی ذر روایت کرده و پسرش سعید از او روایت کرده است . (الانساب سمعانی ).
فرهنگ عمید
غیراصلی، دروغین.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ساختگی : شجر. نسب جعلی .
نسبت است به بنی جعل و لقب حیی الخولانی است که از ابی ذر روایت کرده و پسرش سعید از او روایت کرده است .
نسبت است به بنی جعل و لقب حیی الخولانی است که از ابی ذر روایت کرده و پسرش سعید از او روایت کرده است .
مترادف و متضاد
تقلبی، ساختگی، قلابی، مجعول، مستعار، موهوم ≠ اصلی، اصیل
فرهنگ فارسی ساره
ساختگی، برساخته، دروغین
