معانی کلمه : جعد سا
لغت نامه دهخدا
جعدسا. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) چیزی که بدان جعد بشویند مثل گل سرشوی. ( آنندراج ) :
ز گل در خون سرشته جعدسایش
دل مژگان گزیده سنگ پایش.
ز گل در خون سرشته جعدسایش
دل مژگان گزیده سنگ پایش.
فرهنگ فارسی
چیزی که بدان جعد بشویند مثل گاو سرشوی .
