جشن . [ ج َ ] (ع ص ) ستبر. (تاج العروس ).
جشن . [ ج ُ ] (معرب ، ص ) معرب یا صورتی از گشن است . رجوع به گشن در همین لغت نامه شود.
افزایش حرارت بدن و سرعت نبض؛ تب.
۱. مراسم توٲم با شادی و مهمانی برای یک امر مسرتانگیز: جشن عروسی.
۲. عید: ◻︎ به سالی اندر هموار پنج جشن بُوَد / دو رسم دین عَرابی، سه رسم مُلک عجم (عنصری: ۲۰۴).
۳. شادی؛ خوشی؛ سُرور.
(جَ شَ) (اِ.) تب ، بالا رفتن دمای بدن .
(جَ) (اِ.) 1 - مجلس شادی و شادمانی . 2 - مهمانی . 3 - سور و سرور.
کثیف
شادی – جشن