Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جزء جزء

تلفظ بین المللی : /dʒˈozʔ dʒˈozʔ/ تلفظ :‌ [dZ'oz? dZ'oz?]
مترادف و متضاد
  • ذوب جزء به جزء
  • مجاز جزء به کل
  • افسر جزء
  • بقسمت های جزء تقسیم کردن
  • پرده جزء صحنه نمایش
  • پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
  • تقسیم بدرجات جزء
  • تقسیم به بخش های جزء کردن
  • جزء اصلی
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

fragmentary (صفت)شکسته، ناقص، بی ربط، پاره پاره، جزء جزء، ریز شدهfragmental (صفت)شکسته، پاره پاره، جزء جزء، ریز شدهseriatim (قید)جزء جزء، بطور مسلسل، بطور ردیف، به دفعات...

کلمات مرتبط

  • ذوب جزء به جزء
  • مجاز جزء به کل
  • افسر جزء
  • بقسمت های جزء تقسیم کردن
  • پرده جزء صحنه نمایش
  • پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلول
  • تقسیم بدرجات جزء
  • تقسیم به بخش های جزء کردن
  • جزء اصلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات