Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جز

تلفظ بین المللی : /dʒˈoz/ تلفظ :‌ [dZ'oz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • جز این
  • جز اینکه
  • جز زدن
  • جز بزئن
  • جز حلوا
  • جز خارش
  • جز رش
  • جز ریک
  • جز مغز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جز. [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک کرمان . (از مرآت البلدان ج 4 ص 225).

جز. [ ج َ ] (اِخ ) بندر مشهور استرآباد است که بهترین بنادربحر خزر بشمار است . (از مرآت البلدان ج 4 ص 225)....

فرهنگ عمید

جزیره#NAME?

۱. غیراز؛ مگر؛ الا.
۲. [قدیمی] علاوه‌بر.
⟨ به‌جز: (حرف اضافه) جز؛ غیر؛ مگر.

۱. [جمع: اجزاء] بخش، قسمت، یا پاره‌ای از چیزی.
۲. (صفت) [مجاز] دون‌پایه.
۳. هریک از بخش‌های سی‌گانۀ قرآن.
⟨ جزء جمع: [منسوخ] ارزیابی مالیاتی.
⟨ جزء لایتجزا: [قدیمی]
۱. ذره‌ای که قابل تجزیه نباشد.
۲. (فلسفه) جوهر فرد.

۱. صدایی که از برخورد ...

فرهنگ معین

(جُ) (حراستث .) غیر، مگر، لا، الا، به استثنای .

(جِ) (اِ.) 1 - صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز گداخته برخیزد. 2 - صدای تف دادن چیزی در روغن .

(جُ ) (حراستث . ) غیر، مگر، لا، الا، به استثنای .
(جِ ) (اِ. ) ۱ - صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز گداخته برخیزد. ۲ - صدای تف دادن چیزی در روغن .

فرهنگ فارسی

غیر، مگر، الا
غیر مگر الا باستثنای : ( ( همه آمدند جز برادرت . ) ) یا جز که . مگر الا.یا جز مگر. مگر الا.
دهی است باصفهان دهی است باصفهان معرب گز .

گویش مازنی

گردو

نوعی تیغ و خار جنگلی

۱نوعی گیاه همیشه سبز و خاردار که در سنگلاخ ها روید ۲فندق ...

۱صدای سوختن و سرخ شدن هیزم،مو،پریا هر چیز دیگر سوختن ۲خشم ...

۱صدای سرخ شدن چربی ۲تف – گرمایی که در اثر سوختگی ایجاد شود ...

/joz/ گردو & صدای سوختن و سرخ شدن هیزم، مو، پریا هر چیز دیگر سوختن - خشم – غضب ۳نوعی درختچه ی خاردار کوهستانی ۴لفظی برای دور کردن بچه های از آتش & & نوعی ت...

مترادف و متضاد

بجز، بغیر، به‌استثنای، سوای، غیر، غیراز، مگر، مگراین‌که، مگر

retail (صفت)جز، جزئیbut (حرف اضافه)جز، بدون، بل، با وجود، باستثنایexcept (حرف اضافه)غیر، غیر از، بجز، سوای، جز، باستثنای...

واژه نامه بختیاریکا

( جِز ) تیرک بزرگ و اصلی سقف در سایبان های ساخته شده از نی
( جِز ) چز؛ داغ؛ زجر؛ درد
( جُز ) غیرزا

کلمات مرتبط

  • جز این
  • جز اینکه
  • جز زدن
  • جز بزئن
  • جز حلوا
  • جز خارش
  • جز رش
  • جز ریک
  • جز مغز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات