Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جرو

تلفظ بین المللی : /dʒˈaruː/ تلفظ :‌ [dZ'aRu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • جرو و بحث کردن
  • جرو دارو
  • جرو هالیدی
  • ابو جرو
  • برونر جروم
  • جروبحث
  • جروزالم پست
  • جروم جروم کلاپکا
  • جروم کیگان
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

جرو. [ ج ِرْوْ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).

جرو. [ ج َ ] (اِخ )نام جد عبیداﷲبن محمد نحوی است . (از منتهی الارب ).

جرو. [ ج ُ رُ ] (ع مص ) نرم شدن جامه و زره . (تاج المصادر بیهقی ). || فرسوده شدن تن بر کار. (تاج المصادر بیهقی ).

جرو.[ ج ِ ] (ص ) در تداول عامه ، آن...

فرهنگ معین

(جَ ) (اِ. ) ۱ - هرچیز کوچک . ۲ - بچة سگ یا شیر.

فرهنگ فارسی

ابن مالک بن عمر از طایفه بنو جحجبی بن عوف بن کلفه ابن عوف بن عمرو بن عوف اوسی انصاری است و نام او را جزو بازای معجمه و جز آن نیز ذکر کرده اند . موسی بن عقبه و ابوالاسود او را در شمار کسانیکه بیمامه بشهادت رسیده اند یاد کرده اند .

گویش مازنی

مجروح

/jeroo/ مجروح

کلمات مرتبط

  • جرو و بحث کردن
  • جرو دارو
  • جرو هالیدی
  • ابو جرو
  • برونر جروم
  • جروبحث
  • جروزالم پست
  • جروم جروم کلاپکا
  • جروم کیگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات