Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جرم

تلفظ بین المللی : /dʒˈorm/ تلفظ :‌ [dZ'oRm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • جُرم
  • جرم اسمانی
  • جرم اصلی
  • جرم زنده
  • جرم سبز
  • جرم سماوی
  • جرم نورافکن اسمانی
  • جرم گوش
  • جرم اتمی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جرم . [ ج ِ رَ ] (ع اِ) ج ِ جِرمَة. (منتهی الارب ). رجوع به جرمه شود.

جرم . [ ج ُ رُ ](ع اِ) ج ِ جِرم . (از منتهی الارب ). رجوع بجرم شود.

جرم . [ ج ُرْ رَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جارم ؛ درونده و فراهم آورنده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع بجارم شود....

فرهنگ عمید

گناه؛ خطا؛ بزه.

۱. ماده‌ای که بر روی سطوح رسوب می‌کند.
۲. (فیزیک) مقدار مادۀ موجود در یک جسم.
۳. شکل مادی حیوان یا چیز دیگر؛ جسم.
۴. [قدیمی] هریک از کُرات آسمانی: ◻︎ جرم ماه از اشارت جدّش / هم به دو نیم گشت، هم یک لخت (انوری: ۵۲۴).
۵. [قدیمی] ستاره.

۱. ماده ای که بر روی سطوح رسوب می کند.۲. (فیزیک ) مقدار مادۀ موجود در یک جسم.۳. شکل مادی حیوان یا چیز دیگر، جسم.۴. [قد...

فرهنگ معین

(جُ) [ ع . ] (اِ.) گناه ، بزه .

(جِ) [ ع . ] (اِ.) دُرد، ته نشست هر چیزی .

(جِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جسم . 2 - رنگ . 3 - هر یک از اجرام آسمانی .

(جِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جسم . ۲ - رنگ . ۳ - هر یک از اجرام آسمانی .
(جُ ) [ ع . ] (اِ. ) گناه ، بزه .
(جِ ) [ ع . ] (اِ. ) دُرد، ته نشست هر چیزی .

دانشنامه آزاد فارسی

جِرْم (mass)در فیزیک، مقدار مادۀ موجود در جسم، به صورتی که با مقدار لختی اندازه گیری شود. جرم جسم تعیین کنندۀ شتاب حرکت جسم بر اثر نیروی معینی است که بر جسم وارد می شود، به قسمی که شتاب با جرم جسم نسبت عکس دارد. همچنین، جرم تعیین کنندۀ نیروی وارد بر جسم براثر گرانی یا جاذبۀ زمین است، هرچند که نیروی جاذبه از نقطه ای به نقطۀ دیگر به صورت جزئی تغییر می کند. در دستگاه بین المللی یکاها، یکای اصلی جرم ک...

فرهنگ فارسی

گناه، خطا، بزه، جروم واجرام جمع، لون، رنگ، جسم، هریک ازاجرام آسمانی یعنی ستارگان
( اسم ) گناه بزه . جمع : اجرام جروم .
این کهلان از علمائ انساب یمن بود

دانشنامه عمومی

رسوب

جرم ممکن است در یکی از این موارد به کار رود:جُرم یا بِزِه، در علم حقوق به معنی نقض قوانینجِرم (فیزیک)، مقاومت جسم در برابر شتاب در هنگام اعمال نیرو یا قدرت گرانش یک جسم در جذب دیگر اجسامجـِرم یا میکروب، جاندارانی بسیار ریزجرم دندان، تجمع محکم و سخت شده پلاکهای میکروبی بر دندان هاجرم گوش یا واکس گوش، ترشحات طبیعی و ضروری گوشجرم آسمانی یا شی آسمانی، هر ماده فیزیکی طبیعی موجود در فضای بیرو...

نقل قول

جرم (فیلم ۱۳۸۹). جرم فیلم ایرانی به کارگردانی مسعود کیمیایی محصول سال ۱۳۸۹ است.
•
wikiquote: جرم_(فیلم_۱۳۸۹)

گویش مازنی

جرم

/jerm/ جرم

مترادف و متضاد

جرم

رسوب

شیره

میکرب

جسم، ماده

آلودگی، چرک

اثم، بزه، تقصیر، جسم، جنایت، جنحه، حرج، خطا، خلاف، گناه، معصیت

۱. جسم، ماده
۲. رسوب
۳. آلودگی، چرک
۴. میکرب
۵. شیره

mass (اسم)توده، جمع، انبوه، گروه، جرم، حجم، توده مردم، کپه، قسمت عمده، مراسم عشاء ربانیbody (اسم)جسد، لاشه، بدن، بدنه، اندام، جسم، تن، تنه، پیکر، جرم، بالاتنه، اطاق ماشین...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَرَمَ: قطع کرد -برید ( لَا جَرَمَ :حقـّاً - کنایه از این است که سخنی که بعد از آن می آید قطع کننده و باطل کننده ای ندارد)معنی لَا جَرَمَ: حقـّاً - ثابت و یقینی است (جَرَم َ:قطع کرد -برید و لَا جَرَمَ کنایه از این است که سخنی که بعد از آن می آید قطع کننده و باطل کننده ای ندارد)معنی أَجْرَمُواْ: مرتکب جرم شدندمعنی أَجْرَمْنَا: مرتکب جرم شدیممعنی تُجْرِمُونَ: مرتکب جرُم می شویدمعن...

واژه نامه بختیاریکا

( جِرم ) جراحت

فرهنگستان زبان و ادب

{crime, criminal wrong} [حقوق] فعل یا ترک فعلی که نقض قانون تلقی می شود و سزاوار کیفر با مجازات حبس است{calculus} [پزشکی-دندان پزشکی] ← جِرم دندان{mass} [فیزیک] خاصیتی بنیادی که به موجب آن جسم در برابر تغییر سرعت از خود مقاومت نشان می دهد{scale , fur} [خوردگی، مهندسی بسپار] رسوبی که بر سطح فلزاتِ در تماس با آب در نتیجۀ تغییر خواص فیزیکی یا شیمیایی آب تشکیل می شود...

کلمات مرتبط

  • جُرم
  • جرم اسمانی
  • جرم اصلی
  • جرم زنده
  • جرم سبز
  • جرم سماوی
  • جرم نورافکن اسمانی
  • جرم گوش
  • جرم اتمی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات