Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جرعه

تلفظ بین المللی : /dʒˈorʔe/ تلفظ :‌ [dZ'oR?e]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • جرعه طولا نی نوشیدن
  • جرعه طولانی
  • جرعه مشروب
  • جرعه ریز
  • جرعه کش
  • جرعه نوش
  • جرعه بخشیدن
  • جرعه جستن
  • جرعه خوار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جرعة. [ ج ِ رَ ع َ ] (ع اِ) جَرَعَة. رجوع به این کلمه شود.

جرعة. [ ج ُ رَ ع َ ] (ع اِ) جَرَعَة. (منتهی الارب ). رجوع به این کلمه شود.

جرعة. [ ج َ ع َ ] (ع مص ) یک آشام فروخوردن به یک بار. (منتهی الارب ). یک آشام فروخوردن آب به یک بار. (ناظم الاطباء). پردهان از آب و شراب را یک بار خوردن . جُرعَة. جِرعَة. (از متن الل...

فرهنگ عمید

۱. مقداری از آب یا مایع دیگر که در یک دفعه آشامیدن به گلو وارد می شود، قُلُپ.
۲. [قدیمی، مجاز] شراب: برخیز ساقیا به کرم جرعه ای بریز / بر عاشقان غم زده زآن جام غم زدا (جامی: ۳ ).

فرهنگ معین

(جُ عَ ) [ ع . جرعة ] ۱ - (مص ل . ) کم کم نوشیدن . ۲ - (اِ. ) آن مقدار از آب یا هر چیز مانند آن که یک بار بیآشامند.

فرهنگ فارسی

آن مقدار آب یامایع دیگرکه بیک دفعه آشامیده شود۱-( مصدر ) به آشام خوردن اندک اندک آشامیدن . ۲- ( اسم ) آن مقدار از آب یا مایع دیگر که یک بار و یک دفعه آشامند. یا جرع. صفا. روح جان . یا جرعه برخاک ریختن . ریختن چند جرعه بر زمین .توضیح رسمی قدیم بود که میخوارگان اندک شراب را بر خاک میریختند.یاقوت آرد : جرعه بتحریک و صدفی بسکون را آورده است و آن موضعی است نزدیک بکوفه که زمین آن نرم و ریگزار است ....

دانشنامه عمومی

غُلُپ.

مترادف و متضاد

آشام، چکه، قطره، قلپ

shot (اسم)تیر، گلوله، پرتابه، گیلاس، عکس، جرعه، تزریق، منظره فیلمبرداری شده، یک گیلاس مشروب، ضربت توپ بازیsip (اسم)جرعه، چششswig (اسم)جرعهquaff (اسم)جرعهgulp (اسم)جرعه، بلع، لقمه بزرگ، قورت، صدای حاصله از عمل بلعpotion (اسم)خیسانده، جرعه، دارو یا زهر ابکی، شربت عشقgodown (اسم)انبار، قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگpotation (اسم)جرعه، نوش، افراط در شرب، شرب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مقدار نوشیدنی که در یکبار نوشیدن به گلو وارد می شود را یک جرعه می گویند که عنوان یاد شده در باب طهارت آمده است.نوشیدن جرعه ای از آب گرم حمام هنگام دخول به حمام مستحب است و موجب پاکیزگی مثانه می گردد. wikifeqh: جرعه...

واژه نامه بختیاریکا

شِر؛ گُلُپ

کلمات مرتبط

  • جرعه طولا نی نوشیدن
  • جرعه طولانی
  • جرعه مشروب
  • جرعه ریز
  • جرعه کش
  • جرعه نوش
  • جرعه بخشیدن
  • جرعه جستن
  • جرعه خوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات