معانی کلمه : جرش
لغت نامه دهخدا
جرش . [ج َ رَ ] (اِخ ) شهری است در اردن . (منتهی الارب ). شهری است در فلسطین . (نخبة الدهر دمشقی صص 250 - 209).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گراسا
wikijoo: جرش
فرهنگ فارسی
شهری است در اردن شهری است در فلسطین
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱کثافت – آشغال – خاک روبه ۲شلوغ
سفت و به هم چسبیده و خمیر شدن نان یا پلو
/jarsh/ کثافت – آشغال – خاک روبه - شلوغ & سفت و به هم چسبیده و خمیر شدن نان یا پلو
