Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جردادن

تلفظ بین المللی : /dʒerdˈɑdan/ تلفظ :‌ [dZeRd'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • خودرادرجانپناه جادادن
  • جر دادن و پیچاندن سر
  • جَر دادن
  • جرداد
  • جرداده
  • جردان
  • جردانی
  • برگ نشین جردان
  • جردان شقیری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جردادن. [ ج ِ دَ ] ( مص مرکب ) دریدن با ایجاد آوازی یا بی آواز چنانکه کاغذ و پارچه. جراندن. جرانیدن. دریدن ، دریدنی که آواز دهد. ( یادداشت مؤلف ). || بدرازا پاره کردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاره کردن ( کاغذ پارچه و مانند آن ) :( ( لباسش را جر داد. ) )

واژه نامه بختیاریکا

دِردِن؛ ورتِلیشنیدِن؛ ور جَرنیدِن؛ ور تِلیشنیدِن؛ مولانیدِن؛ کَوجَر

کلمات مرتبط

  • خودرادرجانپناه جادادن
  • جر دادن و پیچاندن سر
  • جَر دادن
  • جرداد
  • جرداده
  • جردان
  • جردانی
  • برگ نشین جردان
  • جردان شقیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات