کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جرامد
تلفظ بین المللی :
/dʒarˈɑmad/
تلفظ :
[dZaR'Amad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رجل الجراد
زاج جامد
زیست جامدها
زبل الجراد
زمان ماند مواد جامد
سَوانگاری گاز ـ جامد
سامانۀ همبندی حالت جامد
طبع جامد
فیزیک حالت جامد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جرامد. [ ] ( اِخ ) از طسوج ساوه طسوج جبل. ( از تاریخ قم ص 118 ).
کلمات مرتبط
رجل الجراد
زاج جامد
زیست جامدها
زبل الجراد
زمان ماند مواد جامد
سَوانگاری گاز ـ جامد
سامانۀ همبندی حالت جامد
طبع جامد
فیزیک حالت جامد
نظرات