Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جرادی

تلفظ بین المللی : /dʒarˈɑdi/ تلفظ :‌ [dZaR'Adi]
لغت نامه دهخدا
  • جرادین
  • الجرادیه
  • رجل الجراد
  • زبل الجراد
  • شاه داراب جردی
  • شکم نیازمند جراحی
  • شکمِ جراحی
  • باغ جوادیه
  • بای پس جراحی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جرادی . [ ج ُ دا ] (اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ).

جرادی . [ ج َ] (ص نسبی ) منسوب است به جراد. (از لباب الانساب ).

جرادی . [ ج ُ ] (اِخ ) دهی است به صنعا. (منتهی الارب ) (متن اللغة). در معجم البلدان بفتح جیم و تخفیف یاء ذکر شده ،ظاهراً یکی مصحف دیگری است . رجوع به این کلمه شود...

کلمات مرتبط

  • جرادین
  • الجرادیه
  • رجل الجراد
  • زبل الجراد
  • شاه داراب جردی
  • شکم نیازمند جراحی
  • شکمِ جراحی
  • باغ جوادیه
  • بای پس جراحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات