جراحی . [ج َرْ را ] (ص نسبی ) این کلمه منسوب است به جراح که نام بعض اجداد منتسب ٌ الیه است . (از لباب الانساب ).
جراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) قومی اند از بنی شیبان که بهرات فرودآمدند. (تجارب السلف ص 261).
۱. شغل و عمل جراح.
۲. شاخهای از پزشکی که عبارت است از بریدن و شکافتن قسمتهای مختلف بدن، برداشتن یا ترمیم بافتهای مریض و معیوب، و پیوند و بخیۀ جراحات.
〈 جراحی پلاستیک: (پزشکی)
۱. نوعی جراحی سطحی که برای زیبایی چهره و سایر اندام انسان صورت میگیرد و جراح بافتهای برآمده و نازیبا را با عمل جراحی ترمیم و معالجه میکند.
۲. انتقال نسج سالم برای ترمیم نسج آسیبدیده.
انجام عمل بر روی بیمار، برمان
مربوط به عمل بر روی بیمار، برمانی
غدهی مغزی او جراحی لازم دارد
his brain tumor will need surgery
کَرنت، کارد پزشک