Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جد جوده

تلفظ بین المللی : /dʒˈad dʒˈuːdeː/ تلفظ :‌ [dZ'ad dZ'u:de:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جد یا جده
  • جدجوده
  • جدوده
  • جرجودهن
  • جد
  • جد اعلی
  • جد و جهد
  • جد و جهد کردن نزاع کردن
  • جَد وَر جَد ، جَدوَلجُدُول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جدجوده. [ ] ( اِخ ) مؤلف قاموس کتاب مقدس آرد: یکی از منازل بنی اسرائیل دردشت. ( سفر اعداد 33 ، 32 ). و دور نیست که همان جد جوده باشد که در سفر تثنیه مذکور است. اما ولتون بر آن است که اولی اسم شخص و دومی اسم وادیی میباشد لیکن روبنصن در نقشه وادی غدغوده را ذکر نموده و احتمال میرود که همان حورالجد حاد [ کوه جدائی ] باشد. ( قاموس کتاب مقدس ).

فرهنگ فارسی

مولف قاموس کتاب مقدس آرد : یکی از منازل بنی اسرائیل در دشت .

کلمات مرتبط

  • جد یا جده
  • جدجوده
  • جدوده
  • جرجودهن
  • جد
  • جد اعلی
  • جد و جهد
  • جد و جهد کردن نزاع کردن
  • جَد وَر جَد ، جَدوَلجُدُول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات