Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جدوب

تلفظ بین المللی : /dʒˈoduːb/ تلفظ :‌ [dZ'odu:b]
لغت نامه دهخدا
  • جدوبه
  • ذنب جنوبی
  • ریگ جوب
  • زرین جوب
  • الفاحوت جنوبی
  • اورکنی جنوبی جزایر
  • اوستیای جنوبی
  • شاه جوب
  • سرخان جوب بالا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جدوب . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جدبة. یعنی زمین خشک . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به جدبه شود.

جدوب . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) جای خشک بی نبات . (آنندراج ). مکان جدوب ؛ جای خشک بی نبات . (منتهی الارب ). جائی است خشک و بی گیاه که خشکی آن ظاهر و آشکار است . (شرح قاموس ). ماحل . جدیب . (اقرب الموارد) (شرح قاموس ). جدب . مجدوب . (شرح قاموس )...

کلمات مرتبط

  • جدوبه
  • ذنب جنوبی
  • ریگ جوب
  • زرین جوب
  • الفاحوت جنوبی
  • اورکنی جنوبی جزایر
  • اوستیای جنوبی
  • شاه جوب
  • سرخان جوب بالا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات