جدوار. [ ج َدْ ] ( اِ ) معرب زدوار است که ماه پروین باشد. گویند خوردن آن دفع زهر مار و عقرب کند. ( برهان ) ( از آنندراج ). مساوی جذوار . رجوع به گل و گلاب ص 290 و دزی ج 1ص 175 و 438 ذیل درونج شود. ( حاشیه برهان چ معین ). بیخی است مخروطی شکل سیاه رنگ به هندی نربسی گویند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). بیخ گیاه بوجا باشد. ( از بحر الجواهر، در کلمه بوجا ). مؤلف اختیارات بدیعی آرد: بپارسی ژدوار خوان...
فرهنگ عمید
ریشۀ گیاهی به شکل صنوبر، گره دار، به ضخامت انگشت، سیاه رنگ با میانۀ بنفش و طعم تلخ که بیشتر در کوه های تبت و هند و در بعضی نواحی خراسان می روید و در طب قدیم برای دفع هرگونه سم به کار می رفته و آن را تریاق و پادزهر همۀ سموم می دانسته اند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زر نباد. توضیح دربعضی کتب جدوار برای گونه ای از تاج الملوک که تاج الملوک زرد رومی نامیده میشود نیز ذکر شده است .
دانشنامه عمومی
جدوار با نام علمی (Curcuma zedoaria) یا زردچوبه سفید یا زدوار- ژدوار- سطوال از گیاهان دارویی چندساله و عضو سرده زردچوبه و از خانواده زنجبیلیان است. این گیاه بومی هند و اندونزی است اما در حال حاضر در جاهای دیگر از جمله ایالت فلوریدا در آمریکا می روید. بازرگانان عرب آن را در قرن ششم به اروپا معرفی کردند اما امروزه استفاده از آن به عنوان یک ادویه در غرب بسیار نادر بوده است و جای آن را زنجبیل و تا حدو...