جحدر. [ ج َ دَ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ). کوتاه و محکم خلق . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). جَحْدَب . (منتهی الارب ). و رجوع به جحدب شود.
جحدر. [ ج َ دَ ] (اِخ ) ابن المغیرة الطائی الکوفی . از جعفر صادق (ع ) روایت کند و محمدبن ادریس صاحب الکرایسی از او روایت دارد. ابن النجاشی او را در رجال شیعه آورده است . (از لسان المیزان )....
فرهنگ فارسی
ابن عبدربه بنقل از : ابوالحسن اخفش جحدر العکلی را مردی دزد دانسته و ابیاتی درباره کبوتر بوی نسبت داده است .