معانی کلمه : جبرانی
لغت نامه دهخدا
جبرانی . [ ج ِ ](ص نسبی ) منسوب بجبرین که دهی است . (منتهی الارب ).
جبرانی . [ ج ِ ] (اِخ ) سعیدبن سعداﷲبن مقلدبن احمدبن هبةاﷲبن سعداﷲمنسوب به جبرین قورسطایا است . (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
سعید بن سعید
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
reparative (صفت)
جبرانی
