جای فلان خالی. [ ی ِ ف ُ ] ( جمله دعایی ) جای فلان پیدا. جان فلان سبز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : عمریست که شد دیدن روی تو خیالی چون نقش نگین در نظرم جای تو خالی.مرتضی قلیخان ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).جایت ای پروانه خالی کامشب از ناز و نیازدر میان ما و جانان خوش حکایتها گذشت.محسن تأثیر ( ایضاً ).یک سینه ندیدیم که بی داغ تو باشدای آتش سوزان همه جا جای تو خالیست.امتی ( ایضاً ).دگ...