معانی کلمه : جایی
لغت نامه دهخدا
جائی . (ع ص ) از مجیی ٔ. آینده .
جائی .(اِ) در تداول عامه مستراح . مبرز بیت الخلا. متوضا.
جائی . (ع ص ) از «جای ». دوزنده و اصلاح کننده ٔ لباس . || نگاهبان گوسپندان . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
مستراح، مبال، مبرز، بیت الخلا، خلا، آبشتنگاه.
فرهنگ معین
(اِ. ) مستراح .
فرهنگ فارسی
( اسم ) مستراح مبرز بیت الخلائ .
پوشنده و پنهان
پوشنده و پنهان
مستراح، مبال، مبرز، بیت الخلا، آبشتنگاه
( اسم ) مستراح مبرز بیت الخلائ .
( اسم ) مستراح مبرز بیت الخلائ .
گویش مازنی
مستراح
/jaai/ مستراح & مستراح
