Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جایگیر شدن

تلفظ بین المللی : /dʒˌɑjɡir ʃˈodan/ تلفظ :‌ [dZ,AjgiR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جاگیر شدن
  • جایگزین چیز دیگری شدن
  • وارد شدن جایی
  • مقیم جایی شدن بصورت طولانی
  • پای کسی به جایی باز شدن
  • پایگیر کسی شدن
  • جایی برای پنهان شدن نیست
  • جایگیر
  • جایگیر ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جایگیر شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقررشدن. استوار شدن. مستقر شدن. جاگیر شدن. || محترم بودن. درمقام عالی بودن. ( ناظم الاطباء ). - جایگیر شدن در دل کسی ؛ مورد پسند او شدن. محبوب او شدن. - جایگیر شدن در دماغ کسی ؛ فکر او را بخود مشغول داشتن. - جایگیر شدن سخن در دل کسی ؛ باور او شدن. پذیرفته وی گشتن : چو گشت این سخن بر دلش جایگیربفرمود تا پیش او شد دبیر.فردوسی....

فرهنگ فارسی

مقرر شدن

مترادف و متضاد

indwell (فعل)
ساکن شدن، اشغال کردن، جا گرفتن، جایگیر شدن

کلمات مرتبط

  • جاگیر شدن
  • جایگزین چیز دیگری شدن
  • وارد شدن جایی
  • مقیم جایی شدن بصورت طولانی
  • پای کسی به جایی باز شدن
  • پایگیر کسی شدن
  • جایی برای پنهان شدن نیست
  • جایگیر
  • جایگیر ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات