جای. ( اِ ) جا. مقام. ( برهان ). مطلق مکان. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). لهذا اطلاق آن بر خانه نیز آمده و این خالی از غرابت نیست. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). مکان. مسکن. خانه. محل. جا. ( ناظم الاطباء ). منزل. بقعه. آرامگاه. مَوضِع. مَأوی ̍. مَعان. حَیِّز. مَثوی ̍. ثَویَّه. مَوقِع. مَهیِع. مقامه. مَعدَن. مَقَرّ. مَجلِس : شیر خشم آورد و جست از جای خویش آمد آن خرگوش را آن عده پیش.رودکی.کیومرث شد بر جهان ...
فرهنگ عمید
"
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- مکان مقام محل موضع مستقر. ۲- منزل ماوی . ۳- بستر رختخواب جام. خواب . ۴- جرات توانایی . ۵- ظرف کاسه بشقاب . ۶- قدرمقام حد اندازه . ۷- ( ادات استفهام ) کجا : ای نموده ترش روی از جابد این شوخی ترا? (عسجدی ) ترکیبات اسمی . یا به جاافتادن. بموقع مناسب . یا به جای ۱٠٠٠ - درحق دربار. . ۲- عوض بدل .یا برجای. بعوض بدل . یا جای خواب . ۱- محل خواب . ۲- محل استراحت . ترکیبات فعلی و جملات یااز جا ان...
دانشنامه عمومی
جای حاتم جای خالی سلوچ جای نام شناسی جای مورتنسون محل جای خالی تصادفی