Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاوید

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑvid/ تلفظ :‌ [dZ'Avid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • جاوید کردن
  • جاوید حسین
  • جاوید عبدالاحد
  • جاوید بقا
  • جاوید بودن
  • جاوید بیک
  • جاوید خواب
  • جاوید زیستن
  • جاوید شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جاوید. (اِخ ) نام یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون و حدود و مشخصات آن بقرار زیر است : از شمال ارتفاعات به رم فیروز از جنوب دهستان دشمن زیاری . از خاور بدشت معروف همایجان و از باختر بدهستان حومه ٔ فهلیان محدود است . این دهستان تقریباً در شمال بخش قرار گرفته و موقعیت آن کوهستانی و رودخانه ٔ شش پیر یا دشمن زیاری از وسط آن جاری است . هوای آن در قسمت های شمالی معتدل و مایل ب...

فرهنگ عمید

=جاویدان: نماند بر این خاک جاوید کس / تو را توشهٴ راستی باد و بس (فردوسی: ۷/۲۶ )، دولت جاوید یافت هرکه نکونام زیست / کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را (سعدی: ۵۵ )، وصل تو بادا همه نزدیک ما / هجر تو جاوید ز ما دور باد (انوری: ۷۹۴ )، تا ز تو بازمانده ام جاوید / فکرتم را ندامت است ندیم (ناصرخسرو: ۳۲۹ )

فرهنگ معین

[ په . ] (ص . ) ابدی ، دایم .

دانشنامه آزاد فارسی

طایفۀ چادرنشین لر، از ایلات ممسنی، مرکب از تیره های احمدهارونی، جوی جان، حیدری، خضری، خلیفۀ هارونی، دودانگه، ده شیخ، رئیس، سالاری، شایانی، علی شاهی، عمویی، کِجایی، کواری سرکوهی، مَحمیدی، محمودی، موسی عربی، مرسِن و تیره های دیگر، مشتمل بر ۱۸۴۲ خانوار. ناحیۀ جاوید ممسنی منسوب به این مردم است. سردسیر این مردم در ناحیۀ جاوید و گرمسیر آنان در مناطق دیگر شهرستان ممسنی است. حکومت طایفۀ جاویدی در عصر قاجا...

فرهنگ فارسی

پاینده، همیشه، دائم، دائمی، ابدی، جاودهم گویند
( صفت ) ابدی دایمی همیشه .
از دهستانهای شهرستان کازرون

دانشنامه عمومی

جاوید یک نام کوچک مردانه و یک نام خانوادگی است. جاوید ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:جاوید اخترجاوید شیخجاوید جعفریجاوید کریمساجد جاویدبهروز جاوید تهرانیغزاله جاویدجهانشاه جاویدwiki: جاوید...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: jāvid) (= جاویدان) ، ← جاویدان .

اسم: جاوید (پسر) (فارسی) (تلفظ: jāvid) (فارسی: جاويد) (انگلیسی: javid) معنی: جاویدان، همیشگی، ابدی، ( اَعلام ) نام مستعار حسین راثی زاده شاعر و نمایشنامه نویس آذربایجانی، که پس از سال میلادی مغضوب و به سیبری تبعید شد و در همانجا درگذشت، از کارهای او نمایشنامه های منظوم ابلیس، پیغمبر، تیمورلنگ، خیام، در برابر خدای جنگ، شیخ صنعان می باشد، ( = جاویدان )...

مترادف و متضاد

ابدی، پایا، پایدار، جاویدان، خالد، دایم، دایمی، سرمد، فناناپذیر، قیوم، لایزال، مانا، ماندنی، مدام، همیشگی ≠ زودگذر

amaranth (اسم)گل تاج خروس، همیشه بهار، جاویدimmortal (صفت)جاوید، ابدی، فنا ناپذیر، جاویدان، لازالeternal (صفت)بی پایان، پیوسته، جاوید، دائمی، همیشگی، ابدی، جاودان، ازلی، لایزال، خالد، بدون سرانجام و سراغاز، سرمد، فنا ناپذیر...

واژه نامه بختیاریکا

ممیر ( ممیرا ) ؛ مَهنا

کلمات مرتبط

  • جاوید کردن
  • جاوید حسین
  • جاوید عبدالاحد
  • جاوید بقا
  • جاوید بودن
  • جاوید بیک
  • جاوید خواب
  • جاوید زیستن
  • جاوید شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات