Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاهل

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑhel/ تلفظ :‌ [dZ'Ahel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • جاهِل
  • جاهل مرکب
  • جاهل پسند
  • جاهل پسندی
  • جاهل محل
  • جاهل ها و ژیگول ها
  • جاهل و رقاصه
  • جاهل قاصر
  • جاهل مقصر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جاهل. [ هَِ ] ( ع ص ) نادان. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ) ( دهار ). احمق. کانا. مقابل عالم. نابخرد. مِجْع. ( منتهی الارب ). ج ، جُهْل. جُهُل. جُهَّل.جُهّال ، جُهَلاء، جَهَله ( منتهی الارب ) جاهِلون در حال رفعی ، جاهِلین در حال نصب و جرّ : خذالعفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین. ( قرآن 199/7 ).حکیمان زمانه راست گفتندکه جاهل گردد اندر عشق عاقل.منوچهری.نگارخویش را گفتم نگارانیم من د...

فرهنگ عمید

۱. نادان، نابخرد.
۲. بی سواد.

فرهنگ معین

(هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نادان . ۲ - (عا. ) لات ، لوطی .

دانشنامه آزاد فارسی

جاهِلاسم فاعل از کلمۀ جهل عربی و در لغت به معنای نادان و در اصطلاح، مترادف با داشْ مَشتی. منظور از این کلمه معمولاً مردی قلدر و زورمند در محله های قدیمی شهری است که، با زورگیری و ارعاب، قدرت و نفوذی در محدودۀ زندگی خود به هم می زد. تا پیش از دورۀ پهلوی، جاهلان، با گفتار و کردار و فرهنگ ویژۀ خود، یار و یاور مردمان بودند و اغلب به ورزش باستانی اشتغال داشتند و از روحانی یا مرشدی تبعیت می کردند. جاهلا...

فرهنگ فارسی

نادان، بی سواد، نابخرد، مقابل عالم، جهال وجهلائ
( اسم صفت ) ۱- نادان . ۲- جمع جهال جهلائ جهله . ۲- لات لوطی .

گویش مازنی

جوان بی تجربه – نادان

/jaahel/ جوان بی تجربه – نادان

مترادف و متضاد

لات، لوطی

بی‌دانش، بی‌علم، بی‌معرفت، غافل، نادان ≠ دانا

۱. بیدانش، بیعلم، بیمعرفت، غافل، نادان
۲. لات، لوطی ≠ دانا

foolish (صفت)مزخرف، نادان، ابله، احمق، ابلهانه، جاهل، نابخردunwise (صفت)نادان، جاهل، غیر عاقلانهuninformed (صفت)جاهل، بی اطلاعunknowable (صفت)جاهل، بی اطلاع، ندانسته، ماورا تجربیات انسانی، ندانستی، غیر قابل ادراک و فهمunknowing (صفت)جاهل، نا اگاه، بی اطلاع، ندا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به کسی که نسبت به یک مطلبی علم و آگاهی نداشته باشد جاهل می گویند و از آنجا که علم از شرایط عمومی تکلیف است؛ جاهل در ادبیات دینی تعریف خاصی پیدا میکند.جاهل به جاهل قاصر و جاهل مقصر تقسیم می شود که هر کدام دارای احکام خاصی می باشد.← جاهل قاصردر یک تقسیم بندی مشهور،جهل به دو نوع حکمی و موضوعی تقسیم می شود.← جهل به حکمدر باره فرد جاهل در آموزه های دینی احکام خاصی بیان شده است که به برخی از ...

فرهنگ فارسی ساره

نادان، ناآگاه

واژه نامه بختیاریکا

جوان
اَلَه قُرتی

کلمات مرتبط

  • جاهِل
  • جاهل مرکب
  • جاهل پسند
  • جاهل پسندی
  • جاهل محل
  • جاهل ها و ژیگول ها
  • جاهل و رقاصه
  • جاهل قاصر
  • جاهل مقصر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات