جان پرور. [ جام ْ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده روان. ( ناظم الاطباء ). روح پرور. آنچه جان را پرورش دهد. آنکه یا آنچه باعث تیمار جان شود : تو از معنی همان بینی که از بستان جان پرورز شکل و رنگ گل بیند دو چشم مرد نابینا.ناصرخسرو.هر بوسه کزو بقهر بستانم چون آب حیات هست جان پرور.امیر معزی ( از بهار عجم ).مرا تا دل بود دلبر تو باشی ز جان بگذر که جان پرور تو باشی.نظامی.بشیرین سخنهای جان پرورت خداوند بو...
فرهنگ عمید
=جان بخش: بیا ساقی آن می که جان پرور است / به من ده که چون جان مرا درخور است(نظامی۵: ۹۴۶ )، شکر ریخت مطرب به رامشگری / کمر بست ساقی به جان پروری (نظامی۵: ۸۶۶ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) پرورند. جان و روان روح پرداز آنچه باعث تیمار جان شود.
دانشنامه عمومی
جان پرور روستایی در دهستان ادیمی بخش مرکزی شهرستان نیمروز استان سیستان و بلوچستان ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۰۷ نفر (در ۲۸ خانوار) بوده است.