کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جانور خوی
تلفظ بین المللی :
/dʒɑnˈevar xˈuːj/
تلفظ :
[dZAn'evaR x'u:j]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جانور خویی
جادوگر خبیث غرب
جانور
جانور افت
جانور افسانه ای دارای یک شاخ
جانور بد بو
جانور بدون اولاد
جانور بسیار ریز
جانور بی دندان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
bestial (صفت)حیوانی، دامی، شبیه حیوان، جانور خویbrute (صفت)بی رحم، سبع، خشن، حیوان صفت، جانور خوی، بی خردbrutal (صفت)وحشی، بی رحم، حیوان صفت، جانور خوی، شهوانی...
کلمات مرتبط
جانور خویی
جادوگر خبیث غرب
جانور
جانور افت
جانور افسانه ای دارای یک شاخ
جانور بد بو
جانور بدون اولاد
جانور بسیار ریز
جانور بی دندان
نظرات