معانی کلمه : جانان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دلبر زیبا و بسیار دوست داشتنی که عاشقش او را مانند جان خود دوست دارد، معشوق، محبوب: خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان / کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان (سعدی۲: ۵۳۳ ).
فرهنگ معین
(اِمر. ) معشوقه ، محبوب .
فرهنگ فارسی
معشوق، محبوب، دلبرزیباوبسیاردوست داشتنی
( اسم ) معشوق محبوب شاهد دلبر زیبا.
از نواحی اصفهان
( اسم ) معشوق محبوب شاهد دلبر زیبا.
از نواحی اصفهان
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: jānān) معشوق . محبوب ، خوب ، زیبا روی .
اسم: جانان (دختر) (فارسی) (تلفظ: jānān) (فارسی: جانان) (انگلیسی: janan)
معنی: معشوق، محبوب، زیبا، بسیار دوست داشتنی، عزیز، خوب، زیباروی، معشوق محبوب، محبوبف معشوق
معنی: معشوق، محبوب، زیبا، بسیار دوست داشتنی، عزیز، خوب، زیباروی، معشوق محبوب، محبوبف معشوق
مترادف و متضاد
جانانه، دلبر، دوست، محبوب، معشوق، یار
