Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جامغول

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑmq1uːl/ تلفظ :‌ [dZ'Amq1u:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جامغولک باز
  • جامغولک بازی
  • جامبول استان
  • جامبولونیا
  • جامبولات تدیف
  • جامبولو
  • جامبولیانو
  • جازغالی
  • جامرود رودخانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جامغول. ( اِ ) حرامزاده را گویند. ( برهان ). حرامزاده را گویند، چه جامغول جامه غول بوده یعنی لباس غول و چنانکه غول گمراه و گمراه کننده است مردمان شریر حرامزاده راهزن را به این نام خوانده اند که گوئی دیو و غول در جامه اوست لهذا آن را دامغول گویند. ( آنندراج ). بچه ای که پدرش معلوم نباشد یاچند پدر داشته باشد. ولدالزناء. ناپاک : همچنان کانجامغول حیله دان گفت میجویم کسی از مصریان.مولوی.و در این تأمل ...

فرهنگ فارسی

حرامزاده

کلمات مرتبط

  • جامغولک باز
  • جامغولک بازی
  • جامبول استان
  • جامبولونیا
  • جامبولات تدیف
  • جامبولو
  • جامبولیانو
  • جازغالی
  • جامرود رودخانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات