Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاسر

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑser/ تلفظ :‌ [dZ'AseR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • جاسر یحیی
  • جاسر حمد
  • عین جاسر
  • ناحیه عین جاسر
  • حمد بن محمد بن جاسر
  • حمد جاسر
  • جاسره
  • روز جار
  • الصباح شیخ جابر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

جاسر. [ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جُسور و جَسارة. دلیر. بلندبالا. ج ، جاسرون. ( اقرب الموارد ). دلیر و بهادر. ( ناظم الاطباء ). || اقدام کننده. ج ، جُسر و جُسُر. ( اقرب الموارد ).بی باک. کسی که با جرأت و دلیری بکاری اقدام کند.

فرهنگ عمید

۱. جسور، دلیر، بی باک.
۲. گستاخ.

فرهنگ معین

(س ) [ ع . ] (ص . ) جسور، بی باک .

فرهنگ فارسی

دلیر بلند بالا
( اسم صفت ) جسور بی پاک گستاخ .

گویش مازنی

۱سرجا – درجای خود ۲در ذخیره گاه – نهان گاه

/jaa sar/ سرجا – درجای خود - در ذخیره گاه – نهان گاه

کلمات مرتبط

  • جاسر یحیی
  • جاسر حمد
  • عین جاسر
  • ناحیه عین جاسر
  • حمد بن محمد بن جاسر
  • حمد جاسر
  • جاسره
  • روز جار
  • الصباح شیخ جابر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات