کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جار-کشیدن | کلماتور
معانی کلمه : جار کشیدن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑr keʃˈidan/
تلفظ :
[dZ'AR keS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جار کَشیدن
کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن
جور کشیدن
به جای باریک یا نازک کشیدن یا رسیدن
کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
جام کشیدن
جارو کشیدن
جام بر تارک سر کشیدن
جان در پای کسی کشیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جار کشیدن. [ ک َ / ک ِدَ ] ( مص مرکب ) جار زدن. ندا کردن. بانگ کردن. آوازدادن مردم به امری. دردادن ندا. رجوع به جار شود.
فرهنگ معین
(کَ یا کِ دَ ) (مص ل . ) فریاد زدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) جار زدن
مترادف و متضاد
acclaim
(فعل)
ادعا کردن، افرین گفتن، اعلام کردن، جار کشیدن، ندا دادن، الله یا فریاد کردن, کف زدن
کلمات مرتبط
جار کَشیدن
کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن
جور کشیدن
به جای باریک یا نازک کشیدن یا رسیدن
کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
جام کشیدن
جارو کشیدن
جام بر تارک سر کشیدن
جان در پای کسی کشیدن
نظرات