جارو. (اِ مرکب ) جاروب . رجوع به جاروب شود : جارو از صندل باف و مقرنس از تافته ٔ سفید. (نظام قاری ص 133). || جارو قزوینی . جارو نرمه ، از اقسام جارو است . || گیاهی است که آن را در راه چالوس [ رازکال ] و [ سیرا ] چزّه یا چرزه نامند و نیزآن را منجیل سفید نامند. رجوع به منجیل سفید شود.
(اِمر.) جاروب ، درمنه .
(اِمر.) = جاروب : وسیله ای برای رُفتن خاک و خاشاک که از گیاه مخصوص جارو درست کنند. ؛~ برقی دستگاهی برقی دارای صفحة برس و لوله ای بلند و محفظة خالی که خاک و خاشاک را درون خود می مکد.
ابزاری برای به صدا درآوردن سازهای کوبهای که سر آن دارای رشتههایی عموماً فلزی است که از یک سو به هم بسته شدهاند
۱جارو ۲نهر
تکیه ای: ǰâru
طاری: ǰârö
طامه ای: ǰâru
طرقی: ǰârö
کشه ای: ǰâri
نطنزی: ǰâru
جارو.
درمنه
۱. جاروب
۲. درمنه