Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاخسوک

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑxsuːk/ تلفظ :‌ [dZ'Axsu:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • جاغسوک
  • جاخشوک
  • اگییی ـ ایرونسی جانسون
  • فیلم جاسوسی
  • بن جانسون
  • بندر جاسک
  • جاسوس بودن
  • جاسوس یا مراقب دیگری
  • جاسوسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

جاخسوک. ( اِ ) داس را گویند که با آن غله درو کنند. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). وبهندی درانتی وهنسیا نامند. ( آنندراج ) : ای خواجه گر بزرگی اشغال نی ترابردار جاخسوک و برو می دروحشیش.شهید ( از انجمن آرا ).به جاخسوک بزه کشتزار طاعت خویش بدست خویش درو کرده ام هزاران آه.حکیم ترتری ( از انجمن آرا ).رجوع به جاخشوک و جاغسوک شود....

فرهنگ عمید

= داس: ای خواجه با بزرگی و اَشغال چی تو را / برگیر جاخسوک و بر او می درو حشیش (شهید بلخی: صحاح الفرس: جاخسوک ).

فرهنگ معین

(اِ. ) داس ، ابزاری که با آن علف را درو کنند.

کلمات مرتبط

  • جاغسوک
  • جاخشوک
  • اگییی ـ ایرونسی جانسون
  • فیلم جاسوسی
  • بن جانسون
  • بندر جاسک
  • جاسوس بودن
  • جاسوس یا مراقب دیگری
  • جاسوسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات