Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاخالی کردن

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑxˈɑli kˈardan/ تلفظ :‌ [dZ'Ax'Ali k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جا خالی کردن
  • جاسازی کردن
  • جاهلی کردن
  • جاخالی
  • جاخالی دادن
  • جاخالی کن
  • جاخالی با
  • جاخالی انداختن
  • جاخالی رفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جاخالی کردن. [ ک َ دَ] ( مص مرکب ) خود را کنار کشیدن. خود را جمع کردن.

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص ل . ) خود را کنار کشیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خود را کنار کشیدن خود را جمع کردن .

مترادف و متضاد

dock (فعل)
کوتاه کردن، بریدن، جاخالی کردن

levant (فعل)
جاخالی کردن

کلمات مرتبط

  • جا خالی کردن
  • جاسازی کردن
  • جاهلی کردن
  • جاخالی
  • جاخالی دادن
  • جاخالی کن
  • جاخالی با
  • جاخالی انداختن
  • جاخالی رفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات