معانی کلمه : جاحظ
لغت نامه دهخدا
جاحظ. [ ح ِ ] (ع ص ) مرد [چشم ] برآمده و بزرگ چشم . ج ، جُحَّظ.(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه دیده ٔ وی بیرون خزیده بود. ج ، جواحظ. (مهذب الاسماء). آنکه حدقه ٔ چشم او بیرون آمده باشد. (آنندراج ). چشم ورپُلغّیده .
فرهنگ معین
(حِ ) [ ع . ] (ص . ) مردی که چشمش درشت و برآمده باشد.
