Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جاج

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [dZ'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • جأج
  • جاج بزه
  • جاج بزه می
  • جاج بویین
  • جاج بکاردن
  • جاج داز
  • جاج زئن
  • جاج هاکردن
  • جاج هکردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

جاج. ( اِخ ) نام شهری در ترکستان. ( فرهنگ لغات شاهنامه ). چاچ : سپهدارترکان از آن روی جاج نشسته به آرام بر تخت عاج.فردوسی.پادشاه جاج را خدیو گویند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 241 ). اقلیم خامس آغاز کند از مشرق از شهرهای یأجوج و مأجوج و بر کوههای [ شمال ] خراسان بگذرد و ازاینجا از شهرهای طراز است ، و بوبکت و اسبیجاب و جاج. ( مجمل التواریخ والقصص ص 480 ). رجوع به چاچ شود.کاج صمصام را سزد بریال ؟سوزن...

فرهنگ فارسی

استادن از بد دلی

دانشنامه عمومی

سیخ شدن موی بدن (می تواند از ترس یا خشم باشد و یا عملی دفاعی در مقابله با سرما است)

گویش مازنی

۱سیخ شدن مو بر اثر ترس و یا خشم ۲نام طایفه ای در شهرستان آمل ...

/jaaj/ سیخ شدن مو بر اثر ترس و یا خشم - نام طایفه ای در شهرستان آمل

کلمات مرتبط

  • جأج
  • جاج بزه
  • جاج بزه می
  • جاج بویین
  • جاج بکاردن
  • جاج داز
  • جاج زئن
  • جاج هاکردن
  • جاج هکردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات