معانی کلمه : جاثی
لغت نامه دهخدا
جاثی. ( ع ص ) نعت فاعلی از جُثُوّ و جُثی . بر زانو ایستاده. بر زانو نشسته. ( منتهی الارب ). بزانو افتاده. ( مهذب الاسماء ). بر زانو افتاده. نشسته. قاعد. ج ، جُثّی ، جِثّی.
فرهنگ عمید
جاثیعلیرکبتیه#NAME?
=جاثی علی رکبتیه
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بر زانو ایستاده
پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky) که به شکل مردی زانوزده تصور میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{Hercules, Her} [نجوم] پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky ) که به شکل مردی زانوزده تصور می شود
