Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ثیابی

تلفظ بین المللی : /siˈɑbi/ تلفظ :‌ [si'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ثعابین
  • ثیاب
  • ثوابی
  • ثعابیب
  • خیر الثیاب
  • ثیابا
  • ثیابهم
  • ثیابهن
  • ثیابک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ثیابی . [ بی ی ] (ع ص نسبی ) جامه دار. ثوّاب . بزاز.

ثیابی . [ بی ی ] (اِخ ) محمودبن عمر. محدث است و از آن رو وی را ثیابی گویند که جامه دار حمام بود.

ثیابی . [ بی ی ] (اِخ ) یکی از شعرای عثمانی در مائه ٔ دهم هجری . او امی بود و شغل خیاطت میورزید و از آنرو تخلص ثیابی گرفت . (قاموس الاعلام )....

فرهنگ عمید

۱. بزاز.
۲. جامه دار حمام.

فرهنگ معین

(ثِ ) [ ع . ] (ص نسب . ) بزاز، جامه دار.

کلمات مرتبط

  • ثعابین
  • ثیاب
  • ثوابی
  • ثعابیب
  • خیر الثیاب
  • ثیابا
  • ثیابهم
  • ثیابهن
  • ثیابک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات